شمارهٔ ۱۲۷

غزلیات

چشم من حلقه‌ای از سلسلهٔ دست من است
دانهٔ مرغ دلم آبلهٔ دست من است

وادی چاک که از جیب بود تا دامن
در ره شوق تو یک مرحلهٔ دست من است

دست بر گل نکند غیر ز اندیشهٔ خار
سپر تیغ شدن حوصلهٔ دست من است

سرنوشت من حسرت‌زده را در غم عشق
گر بخوانند، سراسر گلهٔ دست من است

صدفم من، که درین بحر پرآشوب سلیم
چشم عالم همه بر آبلهٔ دست من است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}