شمارهٔ ۱۴۱

غزلیات

شعله ی شوقم و از شرم زبانم لال است
صد شکایت به لبم از گره تبخال است

نشود دور سرم از قدم جلوه ی او
حلقه ی گوش من از سلسله ی خلخال است

بهر هر کار به ما مشورتی می باید
سخن مردم دیوانه سراسر فال است

از پی هر نگهم اشک روان می آید
گرد این بادیه را قافله در دنبال است

گل توفیق به گلزار صبوحی ست سلیم
صبح پیمانه به کف داشتن از اقبال است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}