شمارهٔ ۱۴۵

غزلیات

شمع بر روی تو سرگرم نگاه افتاده ست
کار آیینه ز شوق تو به آه افتاده ست

در سرشت همه کس شوق تو مادرزاد است
از رحم در طلبت طفل به راه افتاده ست

لاله زار است سر کوی تو گویی که درو
رفته سرها همه بر باد و کلاه افتاده ست

گل دگر خنده ای از چهچه بلبل دارد
در ره این چمن آیا که به چاه افتاده ست

کرده نفرین جهان هر که گذشته ست سلیم
که بت راهزنی بر سر راه افتاده ست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}