شمارهٔ ۱۵۱

غزلیات

روی نیکوی ترا تندی خو در کار است
در چمن ایمنی از خار سر دیوار است

تارهای کفنم ریشه ی گل شد در خاک
از هوای تو سر تربت من گلزار است

با تو خوش بود طرب، تا تو ز محفل رفتی
جام می بی مزه همچون دهن بیمار است

خنده بر سرو مکن این همه در محفل خویش
جامه ی کوتهش اولی ست که خدمتگار است

باغبان چند به ما منت بیهوده نهد
وعده ی ما و تو ای گل به سر بازار است

از کدورت، به کف اهل صفا، پنداری
برگ سبزی ست، ز بس آینه در زنگار است

از وطن عربده جو را به غریبی بفرست
سیل از کوه به صحرا چو رود، هموار است

هردم آید ز ته چاه دگر فریادش
ناله ی یوسف ما نغمه ی موسیقار است

بس که بی برگ و نوا شد ز خزان باغ، سلیم
باغبان را گل کاغذ به سر دستار است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}