شمارهٔ ۱۵۴

غزلیات

ز بس اشک نیازم خاکسار است
شود چون خشک، در چشمم غبار است

تنم می بالد از هر زخم خوردن
به طبعم آب تیغش سازگار است

به غیر از زهر حسرت روزی ام نیست
کلید رزق من دندان مار است

همین گل نیست از شوقش پریشان
ز شبنم گریه بر مژگان خار است

سلیم آن گونه افزاید جنون را
که گویی روی او روی بهار است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}