شمارهٔ ۱۸۲

غزلیات

دل رمیده ام از خنده ی تو بیزار است
به دیده موج قدح، می گزیده را مار است

فزود زردی رخسارم از می گلگون
که باده رنگ مرا آب زعفران زار است

مسیح را نگذارد برون ز خانه ی خویش
که آفتاب ز عشقت همیشه بیمار است

به سر نمانده ز پیری مرا هوای لباس
به فرق، موی سفیدم چو شمع دستار است

ز گفتگوی لب او مپرس حال مرا
که پا پر آبله و راه در نمکزار است

دل شکسته ام از جور پاجیان خون شد
چو هند، هر نفر هند هم جگرخوار است

سلیم از بد و نیک جهان همین دانم
که هر چه هست درین کارخانه در کار است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}