شمارهٔ ۱۹۶

غزلیات

چون صراحی، خنده‌ام با چشم گریان آشناست
همچو گل چاک گریبانم به دامان آشناست

در گلستان محبت غنچه‌ای کم دیده‌ایم
همچو زخم تیر، چشم ما به پیکان آشناست

هرچه از چشم تو دیدم، می‌کشم از دست دل
شیوهٔ دیوانگان با طرز مستان آشناست

کوه و صحرا بس که آب از دیدهٔ من خورده‌اند
هرکجا خاری‌ست، با چشم چو مژگان آشناست

داده گل گوشی به فریادم درین گلشن سلیم
ناله‌ام گویا به طرز عندلیبان آشناست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}