شمارهٔ ۲۰۴

غزلیات

کی بزم اسیران ترا شمع و چراغ است
اینجا پر پروانه سیه چون پر زاغ است

دارم هوس نکهتی از سنبل زلفش
افسوس که بخت سیهم موی دماغ است

از محفل حسن تو رسد فیض به خوبان
خورشید کمر بسته ی این پای چراغ است

یک دم ز غم و درد من آسوده نباشد
هسمایه، چو آن عضو که نزدیک به داغ است

بگشود سلیم از تو درگلشن معنی
سین سر نام تو کلید در باغ است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}