شمارهٔ ۲۵۵

غزلیات

در باغ بی تو خاطر سنبل شکسته است
آیینه ی گل و دل بلبل شکسته است

ساقی ز مومیایی می، می کند درست
گر شیشه ی دلی ز تغافل شکسته است

چون برگ های غنچه که از شاخ سر زند
از تنگی چمن، بر بلبل شکسته است

کی تاب کبریایی تو دارد طریق فقر
بر پشت فیل مستی و این پل شکسته است

گر گوش او به ناله ی من نیست در چمن
ناخن که این قدر به دل گل شکسته است؟

هر کس درست دیده به سوی رخ و لبش
همچون سلیم، عهد گل و مل شکسته است

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}