شمارهٔ ۳۰۳

غزلیات

خوش نیست به اهل طلب ایام لئیم است
هرگاه که امیدی ازو نیست چه بیم است

زان شعله که از طور دلم کرد تجلی
یک اخگر افروخته در دست کلیم است

از پهلوی ما جای به مجنون نشود تنگ
صحرا به گشادی چو کف دست کریم است

بر مور میفکن نظر از چشم حقارت
مو گرچه ضعیف است ولی جزو گلیم است

در عشق تو مردن چو شکر خواب صبوحی
موقوف اجل نیست، که آن رسم قدیم است

با همنفسان گفت شب از شور فغانم
دانید که این هرزه درا کیست؟ سلیم است!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}