شمارهٔ ۳۰۸

غزلیات

بجز نسیم که آن زلف تابدار شکست
نخورده است سپاهی ز یک سوار، شکست

نمی شود به شکست کسی دلم راضی
شکست رنگ به رویم، اگر خمار شکست

به سوی باغ اگر پا گذاشتم بی تو
ز سرگرانی هر غنچه، شاخسار شکست

ز مومیایی می کی درست می گردد؟
که همچو غنچه دلی دارم و هزار شکست

ز بس که گریه برد لخت دل به دامانم
گمان بری که مرا شیشه در کنار شکست

به پیش زاهد و می خواره انفعالی نیست
مرا که داد خزان توبه و بهار شکست

حریف نیست دلم اضطراب عشق ترا
ز تاب زلزله افتد به کوهسار شکست

سلیم، حیف ز آیینه ی دلی کز مهر
به دوست دادم و گفتم نگاه دار، شکست!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}