شمارهٔ ۳۱۳

غزلیات

در دشت جز غم تو مرا غمگسار نیست
در کوه جز خیال توام یار غار نیست

هر ریشه رشته ای ست که از پا برآمده ست
آب و هوای این چمنم سازگار نیست

با تشنگی بساز که چون می درین چمن
یک جرعه آب نیست که آن را خمار نیست

واقف کسی ز راز جهان نیست، کز محیط
خاشاک ظاهر است و گهر آشکار نیست

راز برهنگان جنون بی نهایت است
دریا کنار دارد و ما را کنار نیست

شاهان برو سلیم چرا رشک می برند؟
ملک سخن چو بیش ز یک گوشوار نیست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}