شمارهٔ ۳۴۰

غزلیات

زین پس سر مینای می ناب سلامت!
تا چند توان گفت که نواب سلامت!

اندیشه فرو رفت به دریای خم می
مشکل که برآرد سر ازین آب سلامت

بگذار مرا در خطر میکده زاهد
بنشین تو در آن گوشه ی محراب سلامت

چون شمع ندیدیم کسی را که درین بزم
بیرون رود از صحبت احباب سلامت

از هند سفر می کنم و شکر ضرور است
کشتی چو برون رفت ز گرداب سلامت

نابود شد اندام شهیدان و چو گلچین
سرها همه در دامن قصاب سلامت

از سنگ حوادث خطری نیست فلک را
تا کی بود این کوزه ی سیماب سلامت

بی باده محال است سلیم ایمنی دل
کشتی نرود جز به سر آب سلامت

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}