شمارهٔ ۳۴۶

غزلیات

به من ز یاد رخ اوست گلستان محتاج
چو گل فروش نیم من به باغبان محتاج

گر آبرو بفروشی به دشمنان، صد بار
نکوتر است که باشی به دوستان محتاج

به یکدگر همه ی کاینات را کار است
کمان به تیر بود، تیر بر کمان محتاج

گمان سودی اگر هست در تهیدستی ست
ببین چه می طلبد بر در دکان محتاج

به قصد اختر خود گر کشم سلیم آهی
به یک ستاره شود هفت آسمان محتاج

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}