شمارهٔ ۴۰۹

غزلیات

باغبان خُلد از گلزار ما گل می‌برد
همچو تخم گل به تحفه تخم بلبل می‌برد

موج نگذارد کسی نزدیک این دریا رود
ابر اگر آبی برد، از چشمهٔ پل می‌برد

او تغافل می‌کند، من هم تغافل می‌کنم
صرفه‌ای پندارد از من در تغافل می‌برد

ای کبوتر، محرم راز محبت نیستی
نامهٔ ما را به سوی یار، بلبل می‌برد

این غبار خاطری کز هند من دارم سلیم
آبروی گلشن کشمیر و کابل می‌برد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}