شمارهٔ ۴۲۵

غزلیات

غریبی را به من عشقت وطن کرد
بیابان را به چشم من چمن کرد

چرا ای شمع خاموشی به بزمش
زبانت هست، می باید سخن کرد

چه حاصل شمع را از تاج زرین
که فانوسش پس از مردن کفن کرد

کجا اندیشه ای از مرگ دارد
کفن را آنکه چون گل پیرهن کرد

سلیم از ذوق غربت بی نصیب است
چو داغ آن کس که در یک جا وطن کرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}