شمارهٔ ۴۳۰

غزلیات

خراب لعل لبت کی شراب می‌گیرد
که چشم را نمک او چو خواب می‌گیرد

خروش سیل سرشک مرا علاجی نیست
ز سنگ سرمه کی آواز آب می‌گیرد؟

صبا چو وصف می و می‌فروش با گل کرد
به خنده گفت که آیا کتاب می‌گیرد؟

چو گل ز پرورشم باغبان زیان نکند
که آب می‌دهد، از من گلاب می‌گیرد

سلیم آنکه چو موسی به حرف گستاخ است
ز کوه مطلب خود را جواب می‌گیرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}