شمارهٔ ۴۳۴

غزلیات

به کوی عشق، دل دادخواه می‌خواهند
چو آفتاب، سر بی‌کلاه می‌خواهند

به چشمه خضر سراغم دهد، نمی‌داند
که تشنگان ذقن، آب چاه می‌خواهند

ز ناز و غمزه در آن چشم هرچه خواهی هست
ولی چه سود، اسیران نگاه می‌خواهند

به حال خضر ازین رهروانم آید رحم
که آب می‌دهد و نان راه می‌خواهند

دلی چو زاغ طلب کن به عزم گلشن هند
که رونما ز تو مرغ سیاه می‌خواهند

سلیم داغ نهان فاش کن به دعوی عشق
که منکران محبت گواه می‌خواهند

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}