شمارهٔ ۴۵۱

غزلیات

اضطراب شعله را داغم به گلخن می‌دهد
پیچ و تاب رشته را زخمم به سوزن می‌دهد

آسمان را سوخت برق آه من، اینش سزاست
شعله را هرکس که جا در زیر دامن می‌دهد

در دیار ماست از بس بدشگون اسباب کین
هرکه دارد تیر و شمشیری، به دشمن می‌دهد

بس که با تاریکی این خانه عادت کرده‌ام
چشم نگشایم که آن یادی ز روزن می‌دهد

باغبان بر رغم بلبل، از صف نامحرمان
هرکه چشم زاغ دارد ره به گلشن می‌دهد!

معنی تسلیم بر هرکس شود روشن سلیم
همچو شمع از هر نسیمی تن به مردن می‌دهد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}