شمارهٔ ۴۵۷

غزلیات

همچو مرغ از دست من پیمانهٔ مل می‌پرد
دامن گل از کفم چون بال بلبل می‌پرد

سیر و پروازش اگر آشفته باشد دور نیست
عندلیب این چمن بر بال سنبل می‌پرد

دام صحبت تشنگان افکنده‌اند آنجا، ولی
موج چون مرغابی آزاد از سر پل می‌پرد

زحمت خود می‌دهد هرکس دل آزاری کند
چوب گل ما می‌خوریم و ناخن گل می‌پرد

سربه‌سر گشتم سواد هند را، اکنون سلیم
مرغ روحم در هوای سیر کابل می‌پرد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}