شمارهٔ ۵۱۱

غزلیات

بهار رفته ز بس دل‌پذیر می‌آید
ز بیضه مرغ چمن در صفیر می‌آید

نسیم شاخ شکوفه پیاله‌نوشان را
چو تحفه‌ای‌ست که از سوی پیر می‌آید

ز بس که بیخته آید نسیم ابر بهار
گمان بری که مگر از حریر می‌آید

نشاط سیل زند شانه از دم ماهی
به زلف موج که عید غدیر می‌آید

قدح به خم زن و زود ای حریف بر سرکش
که می ز شیشه به پیمانه دیر می‌آید

شراب خوردن آن طفل، تهمت پاک است
هنوز از شکرش بوی شیر می‌آید

ز بس به باغ، سلیم از ملال دلگیرم
به چشم، شاخ گلم همچو تیر می‌آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}