شمارهٔ ۵۳۴

غزلیات

دگر عشق بر جان غم پرورم زد
چو پروانه آتش به بال و پرم زد

جهان تیره گردید، گویا ز غفلت
صبا پشت پایی به خاکسترم زد

چو گل گشت دستارم آشفته بر سر
ز بس بی رخ او جنون بر سرم زد

من آن بلبل عاجز ناتوانم
که سوسن درین باغ با خنجرم زد

دل و دین و هوش مرا کرد پامال
سلیم آن سواری که بر لشکرم زد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}