شمارهٔ ۵۶۲

غزلیات

نماند باده و آن تندخو نمی‌آید
بهار آمد و گل رفت و او نمی‌آید

خمار همچو منی را شکستن آسان نیست
کجاست خم که ز دست سبو نمی‌آید

چه سود جلوهٔ خوبان، که از حجاب مرا
نظر بر آینه کردن ز رو نمی‌آید

چو فاخته نکنم یاد ناله‌ای هرگز
که موج سرمه ز دل تا گلو نمی‌آید

ز شوخ‌چشمی گل‌های این چمن، بلبل
ز بس که تر شده، پرواز ازو نمی‌آید

سلیم مشکل اگر افتدم گذر به وطن
به سوی چشمه دگر آب جو نمی‌آید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}