شمارهٔ ۵۷۳

غزلیات

خطش به تازه باعث ناز و نیاز شد
کوتاه کرد زلف و حکایت دراز شد

محمود از کجا، سفر هند از کجا
این شور و فتنه بر سر حسن ایاز شد

در دیر مردم و زشرف مشت خاک من
در سجده گاه صومعه مهر نماز شد

سامان روزگار، پریشانی آورد
افتد گره به کار چو ناخن دراز شد

افتد ز بس که طشت کسی هر نفس ز بام
روی زمین چو معرکه ی طاس باز شد

از تاب عشق تا سر من گرم شد سلیم
چون شمع، کار من همه سوز و گداز شد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}