شمارهٔ ۶۲۰

غزلیات

از بس که مرا بخت زبون شور برآمد
گر دانه فشاندم به زمین، مور برآمد!

خمیازه کشان رفت دل از بزم وصالش
شد مست به میخانه و مخمور برآمد

چون دید گرانباری سامان تجلی
فریاد ز درد کمر از طور برآمد

با خرمن ما هیچ مپرسید چها کرد
آن برق که از خوشه ی انگور برآمد

هر خار درین باغ بود غنچه ی گل را
نیشی که ز دنباله ی زنبور برآمد

شد صرف ره عشق، بنازم سر خود را
این نغمه سلیم از سر منصور برآمد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}