شمارهٔ ۶۲۳

غزلیات

خوش آن نسیم کزان زلف مشکسود آید
به حال خویش دلم آنچنان که بود آید

به باغ بی تو ز آهم همیشه گلچین را
چو شمع کشته ز انگشت بوی دود آید

نمانده فرصت پیغام و نامه، ای قاصد
رسیده ایم به مردن، بگو که زود آید

نزول حادثه است این خرابه، نیست عجب
اگر به خانه ی ما آسمان فرود آید

خوش است، جامه اگر آسمان بدل سازد
که بوی ماتم ازین جامه ی کبود آید

به غیر ازان که بگویی سلیم بی هنر است
دگر چه کار ز دست تو ای حسود آید؟

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}