شمارهٔ ۶۲۵

غزلیات

سایه ی بخت، مرا افسر شاهی باشد
مرهم داغ دلم برق سیاهی باشد

فتنه ی دور جهان نیست ز تحریک کسی
بحر در موج نه از جنبش ماهی باشد

نگهی وقت شهادت ز تو شد قسمت ما
مفت کی کشته شود هرکه سپاهی باشد

در طلبکاری او شوق چنان می باید
که اگر کشته شوی، خون تو راهی باشد

من کجا و سفر از کوی خرابات، سلیم
چه توان کرد چو تقدیر الهی باشد

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}