شمارهٔ ۶۵۷

غزلیات

شد موی خضر در طلبت جابه جا سفید
ما را ز موی سر شده تا خار پا سفید

سر رفته است و از سر کویش نمی روم
رحمت برین ثبات قدم، روی ما سفید!

چون شاخ یاسمن ز خرام تو سرو را
بر تن ز شست و شوی عرق شد قبا سفید

ای مشت استخوان چه به جا مانده ای، که شد
در راه انتظار تو چشم هما سفید

پیریم و طفل خنده به تدبیر ما کند
چون صبح، موی ما شده در آسیا سفید!

چشمی سیاه ساخته بودم برو سلیم
از گریه کرد عاقبت آن بی وفا سفید

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}