شمارهٔ ۶۶۷

غزلیات

زاهد بنای سست ورع را خراب گیر
بگذار سبحه از کف و جام شراب گیر

از باده گرم ساز نفس را و بعد ازان
دریوزه کن چو لاله و آتش ز آب گیر

جز آنچه داده اند به هرکس، ازو مخواه
از شمع روشنایی و از گل گلاب گیر

از خاک راه عشق به دست آر سرمه ای
میل زری ز هر مژه چون آفتاب گیر

از کاهلی به دام تو عنقا شده شکار
بر قصد صعوه ساز کمین و عقاب گیر

بر خصم دستبرد حریفان چنین کنند
بیدار شو شبی و جهان را به خواب گیر

ما طایران عرصه ی گلزار آتشیم
دامی به راه ما نه و مرغ کباب گیر

از ما چو کوهسار سؤالی که می کنی
خاموش باش و گفته ی خود را جواب گیر

ضایع مکن درین چمن اوقات خویش را
گل چیده ایم ما، تو بیا و گلاب گیر

هرگاه خواستی، نتوان خورد می سلیم
ساغر به روز ابر [و] شب ماهتاب گیر

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}