شمارهٔ ۷۳۴

غزلیات

آهم اثر نیافت ز فریاد بی وقوف
شاگرد را چه بهره ز استاد بی وقوف

ناخن به پنجه دارد و در بند تیشه است
آه از نکرده کاری فرهاد بی وقوف

مشکل که این شکار درآید به دام تو
دل مرغ زیرک است و تو صیاد بی وقوف

آن کس که بد نگفته، بترس از زبان او
پرهیز کن ز نشتر فصاد بی وقوف

شعرم به موشکافی ادراک مدعی
خندد چو نوعروس به داماد بی وقوف

بنگر سلیم چون فلکم زار می کشد؟
کافر مباد کشته ی جلاد بی وقوف

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}