شمارهٔ ۷۴۶

غزلیات

می آیدم به تحفه ز میخانه جام خشک
دریا به من همیشه فرستد سلام خشک

نه ابر در هوا، نه می ناب در قدح
چون تر کنم دماغی ازین صبح و شام خشک؟

کام دلم به گریه میسر نمی شود
مژگان تر چه فایده دارد به کام خشک

آه از سرشک بی اثر من که کم نشد
در خانه ام چکیدن باران ز بام خشک

کو جام باده ای که کنم تر دماغ را
این زهد خشک کشت مرا چون زکام خشک

ماهی به دام خشک ندیده کسی و من
از جوهرم چو ماهی خنجر به دام خشک

منعم مکن ز قافیه ی این غزل سلیم
از کام خشک سر نزند جز کلام خشک

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}