شمارهٔ ۷۵۶

غزلیات

بر راه وعده، ای گل رعنا نشسته ام
تنها بیا تو نیز که تنها نشسته ام

از بس ز سبزه ی چمن آزار می کشم
گویی به روی ریزه ی مینا نشسته ام

از موج فتنه، گر بنشینم به روی سنگ
دارم گمان آن که به دریا نشسته ام

تیر هوایی ام که ز بس بی تعلقی
هرجا نشسته ام، به سر پا نشسته ام

از سر هوای گوشه ی عزلت نمی رود
گویی به سایه ی پر عنقا نشسته ام

چون شیشه، روی صحبت احباب با من است
هرجا دو کس نشسته، من آنجا نشسته ام

دایم چو آفتاب درین انجمن ز شرم
بینم ازان به زیر، که بالا نشسته ام

درمان درد خویش طلب کن ز من سلیم
امروز من به جای مسیحا نشسته ام

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}