شمارهٔ ۷۸۶

غزلیات

مگذار ز دستم که گل باغ وفایم
بر دست تو شایسته تر از رنگ حنایم

از بس به ره عشق درو خار خلیده ست
همچون دم ماهی شده هر پنجه ی پایم

از فیض سبکروحی خود اوج گرفتم
محتاج پر و بال نیم، مرغ دعایم

مشکل بود از نقش قدم نیز جدایی
در راه، چو خورشید، ازان رو به قفایم

بی خار قدم قوت برخاستنم نیست
چون شعله ز خار کف پا بر سر پایم

نتوان ز دویدن به تو ای دوست رسیدن
بر روی زمین، سایه ی مرغان هوایم

فرزند خودم می شمرد مادر ایام
ای کاش بپرسند که فرزند کجایم

همچشم سلیم از اثر جهل بود غیر
باور نکنی، جغد اگر گفت همایم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}