شمارهٔ ۸۳۳

غزلیات

به حیرتم که ز گلشن چه چیز می‌خواهم
نه گل نه خار به دامن، چه چیز می‌خواهم

چو شمع چیست درین انجمن مرا مقصود
چو آفتاب ز روزن چه چیز می‌خواهم

چو ابر و باد، چه سرگشتهٔ گلستانم
چو برق و مور ز خرمن چه چیز می‌خواهم

نه آتشم من و نه دودم و نه خاکستر
تمام عمر ز گلخن چه چیز می‌خواهم

مثال ماست که می‌گفت کودکی گریان
به مادرش، که بگو من چه چیز می‌خواهم!

سلیم چون به من از بخت بد به جز دشنام
نداد دوست، ز دشمن چه چیز می‌خواهم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}