شمارهٔ ۸۳۷

غزلیات

دل خود ز شوق زیان می‌فروشم
ندارم متاعی، دکان می‌فروشم

نه همچون چمن گل‌فروش بهارم
چراغم که گل در خزان می‌فروشم

چنان پیش من رنگ کاهی عزیز است
که گویی مگر زعفران می‌فروشم

مرا هرکسی کی تواند خریدن
سری دارم، اما گران می‌فروشم

سلیم از عصا و قد خم گرفته
به اطفال، تیر و کمان می‌فروشم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}