شمارهٔ ۸۴۷

غزلیات

گه مستم و گاه در خمارم
این است تمام عمر کارم

از پاره ی دل، سرشک چون گل
آیینه شکسته در کنارم

چندم ببرد به سیر گلشن؟
از روی نسیم، شرمسارم

از عالم خاک، پای عنقا
ببریده ز تیغ کوهسارم

پیچیده ام آنچنان که افتند
مرغان به قفس ز شاخسارم

بی آن گل رو، سلیم بگذشت
افسرده تر از خزان، بهارم

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}