شمارهٔ ۸۵۶

غزلیات

چه آب و خاک و چه نیکویی سرشت است این
سبوی باده نگویم، گل بهشت است این

بنای عیش به میخانه می نهد دوران
وگرنه هر خم می را به سر چه خشت است این

به سجده سر چو نهی، ترک سر کن ای زاهد
نه مسجد است، غلط کرده ای، کنشت است این

به حیرتم که دلم زنده چون کباب شده ست
اگر غلط نکنم، طایر بهشت است این

سلیم، نامه ی او را ز بس نهم بر سر
گمان بری که مرا خط سرنوشت است این

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}