شمارهٔ ۸۵۹

غزلیات

زهی بر چهره خطت سایهٔ جان
لبت را خنده موج آب حیوان

ز شوق تیغت آهوی حرم را
بیاض دیده، صبح عید قربان

پریشانی ز بس شد در دلم جمع
نمی بیند کسی خواب پریشان

برای داغ دل دارم طبیبی
که مرهمدان او باشد نمکدان

ز ذوق نامه اش قاصد چو میرم
بخوان بر خاک من آن را چو قرآن

به وقت گریه، گویی دیده ام را
گسسته رشته ی تسبیح مرجان

ز بس پر کرده ام چون غنچه از چاک
در آغوشم نمی گنجد گریبان

حرارت گر سلیم از عشق داری
ز خال او طلب کن تخم ریحان

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}