شمارهٔ ۸۶۷

غزلیات

زهی حدیث غمت چون می طرب شیرین
زبان ز حرف تو در کام چون رطب شیرین

مرا ز عشق تو وارستگی نصیب مباد
که نیست جان من بیمار را چو تب شیرین

حدیث مهر و وفا زان نگار لیلی وش
بود چو فارسی مردم عرب شیرین

شراب با تو چه تلخی دهد که از لب تو
چه جای باده، که گردد پیاله لب شیرین

سلیم صحبت پرویز شد بلا، ورنه
ز کوهکن نشدی دور یک وجب شیرین

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}