شمارهٔ ۸۷۳

غزلیات

بهار شد که رود هرکسی به راه چمن
شکوفه رفت ز خلوت به بارگاه چمن

بهار شد که ز شوخی دگر سوار شود
به اسب چوب چو اطفال، پادشاه چمن

بهار شد که ز خلوت صراحی و مینا
روند از پی طاعت به عیدگاه چمن

حریف لشکر خونریز غم نه ایم، ازان
چو خیل سبزه گریزیم در پناه چمن

ز باغ رفت و فتاد از قفای او چو قفس
هزار رخنه به دیوار از نگاه چمن

به عزم کوی بتان، احتیاج سامان نیست
شراب توشه ی این ره بود چو راه چمن

سلیم آفت غم را به دل علاجی نیست
خزان نمی گذرد از سر گناه چمن

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}