شمارهٔ ۸۷۶

غزلیات

ز عمر رفته چه نقصان به کامرانی من
بود شکوفه ی پیری، گل جوانی من

چو تب مفارقت از من گزید، می میرم
که آتش است چو شمع آب زندگانی من

چمن به باد خزان داده ام، نمانده گلی
به غیر آبله در دست باغبانی من

مرا به گلشن وصلت رسانده، نیست عبث
به بال خویش چو طاووس، گلفشانی من

ز عمر تلخ، پشیمان شدم ز آب حیات
نصیب خضر رهم باد، زندگانی من!

سلیم، خون مرا می خورد چو آب آن گل
نتیجه ی عجبی داد باغبانی من

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}