شمارهٔ ۸۸۱

غزلیات

ای سرو همچو سایه دوان در قفای تو
حسرت بهار را به خزان حنای تو

خوبان به دیده بستر راحت فکنده اند
از مخمل دوخوابه ی مژگان برای تو!

ماند به سبحه، بس که پی وعده ی وصال
خوبان گره زدند به بند قبای تو

عمرت دراز باد که خاک مزار ما
دارد دری به خلد ز هر نقش پای تو

همواره طعنه می شنوی از برای من
ای دوست چون سلیم بمیرم برای تو!

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}