شمارهٔ ۸۹۳

غزلیات

فغان که موی سفیدم نمود آیینه
غبار غم به دل من فزود آیینه

خوش آن زمان که ترحم رهی به دل ها داشت
ز شیشه بود، ز آهن نبود آیینه

برای جوهرش ایام گر شکنجه نکرد
برای چیست همه تن کبود آیینه

حساب کار سکندر گرفتن آسان است
چو دفتر نمدین را گشود آیینه

چه شد که نیست اثر در دل تو آه مرا
به دیده آب نیارد ز دود آیینه

سلیم چشم ز آیینه برنمی دارد
به حیرتم که چه او را نمود آیینه

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}