شمارهٔ ۹۱۲

غزلیات

شراب ای گل رعنا نهفته چند کشی
پیاله نوشی و لب را به آب قند کشی

بنوش جامی و چون گل شکفته شو، تا چند
چو غنچه دامن لب را زنوشخند کشی؟

ز مومیایی می ای شکسته دل مگذر
چه لازم است که ناز شکسته بند کشی

گرت به چشم بد روزگار افتد کار
به چشم، سرمه ز خاکستر سپند کشی

کمان وصل بتان را ز موم ساخته اند
عبث کباده ی خمیازه تا به چند کشی

سلیم در چمنی مشکل است سرکردن
که ناله‌ای نتوانی ز دل بلند کشی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}