شمارهٔ ۹۲۸

غزلیات

بود در گشت باغ آشنایی
گل دست من آن دست حنایی

به هم چسبند مژگان چون پر تیر
در آن چشمی که ترسید از جدایی

پر پروانه چون بیند شکستی
ز موم شمع یابد مومیایی

اثر با ناله ی اهل هوس نیست
هوا گز می کند تیر هوایی

به راه شوق، ما را حضر دایم
ز پی آید چو عقل روستایی

ز زاهد آن که ذوق عشق جوید
کند می از در مسجد گدایی

سلیم افتد چو کارش با رخ من
شراب لعل گردد کهربایی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}