شمارهٔ ۹۳۶

غزلیات

دلم را این چمن زندان دلگیر است پنداری
صدای بلبلان، آواز زنجیر است پنداری

ز بس هرسو عمارت های چوبین قفس دارد
فضای این گلستان شهر کشمیر است پنداری

به خونریزی دل او آشنایی آنچنان دارد
که آن آیینه از فولاد شمشیر است پنداری

ز پیری شد سفید از بس که هر مو بر سر و رویم
به کف آیینه‌ام پیمانهٔ شیر است پنداری

چنان لب را سلیم از گفتگو در انجمن بسته ست
که راز عاشقان محتاج تقریر است پنداری

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}