شمارهٔ ۹۴۲

غزلیات

صورت پذیر نیست ز ما کار زندگی
باشیم چند صورت دیوار زندگی؟

آب آرمیده می رود، اما به رفتن است
غافل مشو ز جلوه ی هموار زندگی

بی یاد مرگ، قطره ی آبی نمی خورد
هرکس بود چو خضر، گرفتار زندگی

در مرگ، بیم تفرقه ی روزگار نیست
کوتاه دیده حادثه دیوار زندگی

منصور بعد مرگ به بانگ بلند گفت
کاین دار نیست سخت تر از دار زندگی

آزرده ای ز گردش ایام، می بنوش
باشد شراب، شربت بیمار زندگی

خوش دام خنده ای ست برای مجردان
کوتاه کن علاقه ی دستار زندگی

ما را به وصل دوست رسانند عاقبت
از ما هزار عشق به دیدار زندگی

بگذشت روزگار جوانی، هزار حیف
کز دست رفت مایه ی بازار زندگی

تا چند نامه سوی وطن می توان نوشت
آخر بس است این همه اظهار زندگی

پیر خرد مرا به خموشی اشاره کرد
یعنی ببند رخنه ی دیوار زندگی

دیوانگی ست زینت اوقات ما سلیم
داغ جنون بود گل دستار زندگی

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}