سلیمی جرونی
بخش ۸۲ - پند دادن بزرگ امید شیرین را
شیرین و فرهاد
چو بنشید این سخن مرد گزیده
جوابش داد و گفت ای نور دیده
شنو ده پند و شو آزاد از رنج
که این ده پند باشد به ز صد گنج
سلیمی جرونی
شیرین و فرهاد
چو بنشید این سخن مرد گزیده
جوابش داد و گفت ای نور دیده
شنو ده پند و شو آزاد از رنج
که این ده پند باشد به ز صد گنج
از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.
شاعری یافت نشد.
{{ poet.name }}
{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش
{{ poet.description }}
هنوز بخشی وارد نشده است.
شعری در این بخش نیست.
موردی یافت نشد.
{{ poem.poet_nickname }}
{{ poem.category_title }}
{{ line }}
{{ poem.plain_text }}