شمارهٔ ۱۷

غزلیات

ای به بر کرده بی وفایی را
منقطع کرده آشنایی را

بر ما امشبی قناعت کن
بنما خلق انبیایی را

ای رخت بستده ز ماه و ز مهر
خوبی و لطف و روشنایی را

زود در گردنم فگن دلقی
برکش این رومی و بهایی را

چنگی و بربطی به گاه نشاط
جمله یاری دهند نایی را

با چنان روی و با چنان زلفین
منهزم کرده‌ای ختایی را

آتشی نزد ماست خیز و بیار
آبی و خاکی و هوایی را

بار ندهند نزد ما به صبوح
هیچ بیگانهٔ مرایی را

چون بود یار زشت پر معنی
چکنم جور هر کجایی را

چو شدی مست جای خواب بساز
وز میان بانگ زن سنایی را

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}