شمارهٔ ۳۰

غزلیات

ای مسلمانان مرا در عشق آن بت غیرت‌ست
عشق‌بازی نیست کاین خود حیرت اندر حیرت‌ست

عشق، دریای محیط و آب دریا آتش‌ست
موج‌ها آید که گویی کوه‌های ظلمت‌ست

در میان لجه‌اش سیصد نهنگ داوری
بر کران ساحلش صد اژدهای هیبت‌ست

کشتیش از اندهان و لنگرش از صابری
بادبانش رو نهاده سوی باد آفت‌ست

مر مرا بی‌من در آن دریای ژرف انداخته
بر مثال رادمردی کَش لباس خلت‌ست

مرده بودم، غرقه گشتم، ای عجب زنده شدم
گوهری آمد به دستم کَش دو گیتی قیمت‌ست

{{ errBoot }}
{{ err }}

دیوان شاعران

از میان صدها دیوان، شاعر را انتخاب کنید و شعر را بخوانید.

شاعری یافت نشد.

{{ initial(poet.nickname || poet.name) }}

{{ poet.nickname || poet.name }}

{{ poet.name }}

{{ poet.poem_count }} شعر · {{ poet.category_count }} بخش

{{ poet.description }}

بخش‌های دیوان

هنوز بخشی وارد نشده است.

{{ catTitle }}

{{ total }} شعر

شعری در این بخش نیست.

{{ poem.poet_nickname }}

{{ poem.title }}

{{ poem.category_title }}

{{ line }}

{{ poem.plain_text }}